هم‌زمان با اعلام آمادگی طالبان پاکستانی برای گفتگو با دولت پاکستان و دایر شدن برخی نشست‌ها میان دو طرف، در ظاهر به نظر می‌رسد که در موضع حکمت‌یار و طالبان افغانی نیز گویا تغییراتی رخ نموده باشد. در اولین روز سال نو میلادی (11 جدی)،حکمت‌یار هوادارانش را به شرکت در انتخابات تشویق نمود و سه روز پیش نیز سخنگوی حزب اسلامی به رهبری حکمت‌یار، حمایت رسمی این حزب را از قطب‌الدین هلال اعلام نمود. روز دوشنبه این هفته نیز معتصم آقاخان از تمایل طالبان برای گفت‌وگوی صالح با دولت سخن گفت.

آیا طالبان و حکمت‌یار تمایل به مدنی‌شدن پیدا نموده و به این نتیجه رسیده اند که مبارزه‌ی مسلحانه دیگر دستاوردی برای آن‌ها ندارد؟ آیا این گروه‌ها رقابت از طریق صندوق رأی و مشارکت در فرایند دموکراتیک را بر استفاده از تفنگ ترجیح خواهند داد؟ آیا تبدیل شدن کرزی به «قهرمان صلح» محتمل است؟

در طول چند روز گذشته، گزارشی از سیاه‌پوشان اشرف‌المدارس در قندوز به صورت گسترده در رسانه‌ها انعکاس یافت. در شماره‌ی قبلی آسیاتایمز نیز گزارشی در باب این مدرسه درج شده بود. ابتدا بی‌بی‌سی از تأسیس و فعالیت این سلسله مدارس گزارش داد و نوشت که آموزش‌های دینی در «اشرف‎المدارس» قندوز آمیخته با سیاست و مغایر با فرهنگ و سنت‌های رایج در افغانستان است. شاگردان این مدرسه، شنیدن رادیو، دیدن تلویزیون، گرفتن عکس، بزرگداشت روزهایی مانند روز معلم، مادر، سال نو، تولد و نیز کار کردن زنان در بیرون از خانه را حرام می‌دانند. مدرسه‌ی «اشرف‌المدارس» چهار سال پیش توسط مولوی عبدالخالق و مفتی سراج‌الدین از ملاهای بانفوذ ولایت قندز، بنیان‌گذاری شده و در حال حاضر شش هزار دختر در آن درس

قرار بود رییس جمهور روز یک‌‌شنبه این هفته به سریلانکا سفر رسمی داشته باشد. هم‌چنین، شب یک‌شنبه گذشته، تروریستان دو پوسته‌ی اردوی ملی را در مسیر راه ولسوالی غازی آباد ولایت کنر مورد حمله قرار دادند که در نتیجه، بیست و یک نفر از سربازان اردوی ملی جام شهادت نوشیده و از سرنوشت شش نفر دیگر ایشان نیز اطلاعی در دست نیست. 

دفتر ریاست جمهوری با نشر اطلاعیه‌ای نوشت که «رییس جمهور کشور از وقوع این حادثه‌ی المناک شدیدا متاثر گردیده و سفر رسمی خویش را به سریلانکا که قرار بود امروز عازم آن کشور گردد، به تعویق انداخت».

سالیان سیاهی‌است که ساکنان افغانستان با گریه، ماتم و عزا عادت کرده‌اند و نام افغانستان با ناله‌ و افغان گره خورده است و به خصوص نسل ما، شاید بخش عمده‌ای از عمر خود را با ناله و افغان و گریه و ماتم سپری نموده باشند. به جای هم‌گرایی یا نشستن کنار هم و لحظه‌ای باهم بودن، عمدتا ستیز، تنازع، کینه و کدورت و واگرایی به تدریج جزو ویژگی‌های زیست جمعی ما گردیده‌است. در این میان، بهانه‌های زیادی در میراث و فرهنگ گم‌شده‌ی این سرزمین وجود دارد که می‌تواند لبخندی بر لبان غم‌گساران جامعه‌ی ما بنشاند و حداقل لحظه‌های هرچند کوتاه، اما شادی را به غمستان دل‌های انسان‌های این مرز و بوم هدیه دهد. عید نوروز، شب یلدا یا چلّه و... از مصادیق این بهانه‌هاست که می‌تواند کینه‌ها و کدورت‌ها را برای یک شب یا یک روز به کنار نهاده و انسان‌هایی را که در طول سال از گندیده‌گی‌های سیاست در قومستان قدرت یا خاکستر خصومت و خاشاک خشونت خسته شده‌اند، کنار هم بنشاند و لحظه‌ای با هم خوش باشند و هم‌دیگر را گرم در آغوش گیرند. 

سرانجام پس از رایزنی‌های فشرده درباره‌ی جانشینی مارشال فهیم فقید، محمدیونس قانونی از سوی ارگ به عنوان معاون اول ریاست جمهوری به پارلمان پیشنهاد گردید. با توجه به سابقه‌ی دو دور حضور قانونی در مجلس نمایندگان و آشنایی کامل با فضای حاکم بر شورای ملی، احتمال تأیید و موافقت مجلس نمایندگان با معاونت ایشان نیز بسیار زیاد به نظر می‌رسد. رأی اعتماد به وزرا و انتخابات هیأت اداری در ولسی‌جرگه معمولا با چندین مرحله رأی‌گیری نیز به سرانجام نمی‌رسیده‌است. رقابت نفس‌گیر یونس قانونی با عبدرب‌الرسول سیاف برای کرسی ریاست مجلس نیز مشمول همین فضای حاکم در پارلمان (فضای قومی) بوده است که در نهایت به نتیجه‌ای هم نرسید و سبب شد که رأی‌گیری برای ریاست ولسی‌جرگه چندین بار تکرار شود و بیش از یک‌ماه از وقت ولسی‌جرگه را به خود اختصاص دهد. 

اما این‌بار به نظر می‌رسد که ولسی‌جرگه در اولین رأی‌گیری، یونس قانونی را به عنوان معاون اول ریاست جمهوری تأیید خواهد کرد. علاوه بر ویژگی‌های شخصیتی قانونی و شناخت وی از

رویکرد و ارزش‌های آسیاتایمز

1. قلب آسیا، خزانه‌ی خرد خراسانی و خانه‌ی حکمت شرقی، در چند قرن اخیر مدام زیر غبار خردگریزی و حکمت‌ستیزی چهره نهان نموده و اسیر سایه‌ی سال‌های سیاهِ ستیز بوده است. قامت حکمت، عقلانیت، دیانت و اعتدالش زیر لایه‌های سنگین ابرِ سترونِ سطحی‌نگری، جزمیت جزم‌اندیشان، تهدید تهجر و غربت ناشی از غیریت‌پنداری خم گردیده و گاه نیز سیمای سیمین خورشید خراسان در پس ابر تعصب، گرد و خاکِ دین‌ستیزی و خاشاک دیانت‌گریزی پنهان گردیده است. خصیصه‌ی بارز چند قرن اخیر تاریخ ما، ستیز و خصومت است. این ستیزه‌جویی در سده‌ی اخیر اگرچه در سراسر آسیا فراگیر بوده و سرنوشت قسمت‌های زیادی از خاکی شده‌است که خاستگاه افلاکیان خاک‌نشین و فرودگاه پیام‌های آسمانی بوده است، اما قلبِ ساکنان قلبِ آسیا