آیا کرزی بر تنها دستاورد حکومت خود نیز مهر بطلان خواهد کشید؟

ده‌ سال زمامداری حامد کرزی، با ویژگی‌های مانند اوج‌گیری فساداداری، ناکارآمدی، سرباززدن از مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی، قانون‌شکنی، تشدید ناامنی، بالا رفتن میزان تولید و قاچاق مواد مخدر، بیکاری و ناکامی‌های بی‌شمار در عرصه‌ی بازسازی کشور همراه بود. تنها دستاورد مثبت حکومت در یک دهه‌ی اخیر، آزادی بیان و رشد و گسترش رسانه‌های آزاد بوده است. شخص رییس جمهور، با مدارا و تساهل فراوان، در طی ده سال گذشته تندترین نقدها علیه خود را تحمل نموده است که جای تحسین دارد. با جرأت می‌توان گفت که آزادی بیان در افغانستان، در منطقه شاید نظیر نداشته باشد و در این میان، سهم حامد کرزی به عنوان رییس دولت، در بردباری و تحمل نقد، بسیار برجسته بوده است.

 

1. در باب ماهیت پدیده‌ی جهاد

جهاد مفهومی است که در ادبیات دینی ما به معنای تلاش و کوشش در راه خدا به کار می‌رود و به جهاد اصغر (تاخت و تاز با مشرکین) و جهاد اکبر (مبارزه با هواهای نفسانی) تقسیم گردیده است. گاه آموزه‌ی امر به معروف و نهی از منکر و بسیاری دیگر از مفاهیم و آموزه‌های دینی نیز از مصادیق پدیده‌ی جهاد قرار گرفته و نوعی مجاهده خوانده شده است. این روزها سخن از جهاد فراوان به گوش می‌رسد: از جهاد با کفار و مشرکین تا جهاد با رسانه‌ها و دگراندیشان که از سوی برخی نمایندگان پارلمان مطرح شده است. 

هر جا جهل حاکم باشد، افراط و تفریط نیز غوغا خواهد نمود. جامعه‌ی امروز ما نیز از یک سو باید ابتذال فرهنگی و ولنگاری موجود در بسیاری از رسانه‌ها را باید تحمل کند و از سوی دیگر، در برابر خشونت، دگم‌اندیشی و دست به شمشیر شدن برخی دیگر را باید به جان بخرد. جالب آن است که بسیاری از مدعیان جهاد، جهاد اکبر (جهاد با نفس) را فراموش نموده و خود غرق در فساد، رشوت و ضیاع حقوق مردم به بهای پر نمودن کیسه‌ی خویش هستند. اگرچه در جای خود، آشفتگی فرهنگی و اخلاقی در رویکرد اباحی‌گرایانه‌ی رسانه‌ها (به خصوص رسانه‌‌های

 

عاشورای امسال هم گذشت، اما نمی‌دانم در این عاشورا مقلد کی بودیم؟ مقلد سید اسماعیل بلخی آنگاه که سرود:

تأسیس کربلا نه فقط بهر ماتم است/ دانشسرا و مکتب اولاد آدم است

یا مقلد سنایی غزنوی آنگاه که گفت:

«ذکر الحسين(ع) يضيئ العينين سلالة الانبياء و اولاد الاصفياء و الاولياء و الاوصياء و شهيد الکربلاء و قرة عين المصطفي، بضعة المرتضي و کبد فاطمة الزهراء رضي‌ الله عنه و عن والديه، قال الله سبحانه و تعالي عزّ من قائل في محکم کتابه: انّ الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله

في الدنيا و الآخرة و اعدّ لهم عذابا مهينا و اولئک هم الخاسرون، و قال النبي(ص) ترکت کتاب الله و عترتي فاخبران وعد الله حق». (سنایی غزنوی، حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة، ص266).

خواجه پندارد که طاعت می‌کند/ بی‌خبر از معصیت جان می‌کند

سرنوشت هر جامعه‌ای، از جمله اسارت در تار عنکبوتی ساختارهای دست و پاگیر و بازتولید این ساختارها، خیلی بیش از آن‌چه ممکن است تصور کنیم، محصول ناخواسته‌ی بسیاری از کنش‌های کنشگران (کارگزاران سیاسی، نویسندگان، هنرمندان و هر سوژه اجتماعی) است که به صورت غیرنیت‌مند، به رفتار یا گفتاری پرداخته اند. منظور از نیت‌مند نبودن آن است که گوینده، نویسنده‌ یا یک کارگزار سیاسی، پیامدهای منفی یا مثبتی را که یک کنش کلامی یا رفتاری‌اش به بار می‌آورد، نیت نکرده باشد، بلکه به زعم خود، پیامد دیگری را انتظار داشته و با انگیزه و هدف دیگری که عمدتا نقطه‌ی مقابل پیامد حاصل شده می‌باشد، به اظهار سخن یا انجام عملی پرداخته باشد. بنابراین، بسیاری از کنشگران، دست به کنش‌هایی می‌زنند (یک

اشاره:

آنچه‌ در ذیل می‌آید، نگاهی است به حکمت‌نامه‌ی اخیر حکمت‌یار و نامه‌ی عیدانه‌ی یکی از انجینیران شریعت که به ماهیت منطق زندگی جمعی و فرهنگ سیاسی در جامعه‌ی امروز ما به خوبی پرتو افکنده است. سطور ذیل، ضمن نگاه به لایه‌های زیرین ادبیات حکمت‌یار که همان فرهنگ بادیه و منطق قبیله است، ملاحظات گذرایی است به واقعیت‌های زیرساخت اجتماعی زندگی ما و حیات سیاسیِ مردمان ساکن در ذیل منطق قبیله و نیز پیامدها و لوازم ذاتی منطق قبیله و فرهنگ بادیه نگاه گذرایی انداخته شده است.  

1. گفته اند دیگی به دیگ دیگری گفت: «رویت سیاه!» نیز زیاد دیده و شنیده ایم که رشوت‌خوارانِ دین‌فروشِ ریش‌دراز نیز به هم‌وطن ریش‌تراشیده‌ی نکتایی‌پوشِ خویش عتاب می‌کنند: «ای سکولار بی‌دین!» کلمه «سکولار» بدون آن‌که حتی مفهوم یا تشکیک موجود در وجود آن درک شود، امروزه فحشی شده است هم علیه بی دینان و هم علیه کسانی که از درک گفتار و کردارشان عاجز هستیم. رندی باید در این میان تا برخیزد و به دیگ‌های متنازع و ریش دراز و ریش تراشیده‌ی متخاصم تفهیم کند که: آن‌گونه که من می‌بینم، هردو سیاه هستید، لیک سیاهی‌ را درجاتی است و سیاهی دیگ اول چون کهنه‌تر است، کمی‌ سیاه‌تر می‌نماید؛ و بی‌تردید، هردو سکولار تشریف دارید، لیک سکولاریسم را نیز نوعی ثنویت است: سکولاریسم باشرف و