مقدمه

يکي از شاخه‌هاي علمي‌اي که از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم در کنار ساير رشته‌هاي علوم انساني مطرح و به عنوان يکي از رشته هاي دانشگاهي در غرب به رسميت شناخته شد، رشته «جامعه‌شناسي معرفت» است. (هرچند زمينه‌هاي فکري و فلسفي اين رشته علمي تاريخ بلند‌تري دارد و حد اقل از قرن هفدهم به بعد انديشه‌هاي مرتبط با جامعه‌شناسي معرفت به صورت جدي مطرح و تا قرن نوزدهم اوج گرفت، اما اصطلاح جامعه شناسي معرفت و جا افتادن آن به عنوان يک رشته علمي، محصول قرن بيستم به شمار مي‌رود). اين رشته علمي در جهان اسلام و ايران تا کنون در غربت به سر مي‌برد و توجه جدي بدان مبذول نشده است. در کشورهاي اسلامي و ايران هنوز جدا از اينکه جامعه شناسي معرفت به يک رشته يا گرايش

مقدمه 

 متن شریف تلخ التواریخ روایت گیجی و سردرگمی جلالت مآب رئیس ملک قومستان است که پس از قضایای تقلبیه انتخاباتیه پارلمانیه و محکمه اختصاصیه گرفتار این مرض مبارک شده بودند. اما قبل از روایت آن گیجی و درماندگی, روایت حکایتی باید همانند حکایت حاکم حکیم مان و توضیحی باید در باب اندیشه سیاسی جلالت مآب رئیس صاحب و سیاست داخلیه و کیاست خارجیه فرمانروای ملک قومستان تا قضیه انتخاباتیه در روشنایی فلسفه سیاسیه حامدیه وضوح بهتری یابد.

 باب‌ الاول: حکایت انسدادیه‌ی شعریه

پادشاهی را وزیری بود ادب دوست و ادیب پرور. در محفل این وزیر خوش ذوق, بازار شعر و شاعریگرم بود و هر از چند گاهي شب شعري برگذار مي‌شد و اديبان و شاعران با ارايه‌ي سروده‌ها و

 

عاشقی خواهی که تا پایان بری/ پس بباید ساخت با هر ناپسند

زشت  باید  دید  و  انگارید  خوب/ زهر باید خورد  و  پندارید  قند

  (از سروده‌های رابعه بلخی)

1. رابعه و ولنتاین

 در ایام پای‌کوبی برای ولنتاین، چند سطر در باب رابعه و ولنتاین یادداشت کرده بودم که چند خبر ناخوشی، ناخوشم کرد و از ادامه راه بازم داشت. اما از آنجا که چندی قبل یادداشت کوتاهی در باب ولنتاین در صفحه‌ي فیسبوکم قرار داده بودم، برخی انگیزه‌ها در ارتباط با آن یادداشت، وادارم کرد تا امروز این نگاره را تا حدودی تکمیل کنم. در آن یادداشت مختصر، از بیگانگی این پدیده با فرهنگ بومی سخن گفته بودم و این که پدیده ولنتاین با فرهنگ عرفانی خراسانی و عشق‌آباد ما شايد نسبتی مناسبی برقرار

نکند. تعدادی از عزیزان هوادار پدیده ولنتاین ملامتم نمودند و از جهانی شدن عشق و جهانی بودن ولنتاین سخن گفتند و بنده را به بیگانگی با عشق و مخالفت با عاشقان محکوم ساختند.

علی‌رغم اینکه بنده در نهایت تسلیم‌شدن خود را در برابر مخالفان اعلام نمودم، باز هم یادداشت‌های منتقدانه تداوم یافت و بنده را به یاد نمودن از رابعه، بیش از پیش ترغیب نمود (اگر که هم

نکات مقدماتی

1. علم مقايسه

علم به حقايق و درک بسياري از امور اجتماعي و انساني، تا حد زيادي مرهون مقايسه است. به نظر مي‌رسد که برخي حقايقِ تلخ و شيرين تنها از طريق مقايسه درک مي‌شود، و بسياري از ژست‌ها و ادعاها تنها هنگام مقايسه ماهيت خودش را آشکار مي‌سازد. تنها از طريق مقايسه مي‌توان علل و عوامل کژي‌ها و نارسايي‌هاي بسياري از پديده‌ها و مسائل اجتماعي را کشف نمود و با مقایسه می‌توان دلایل ترقی و پیشرفت در یک جامعه و دلایل عقب‌گرد در جامعه‌ی دیگری را درک نمود.

2. از «اسلام يک» تا «اسلام سه» 

مصطفی ملکیان یکی از فیلسوفان ایرانی هردینی، از جمله اسلام را در سه سطح طبقه‌بندی می‌کند: 

26 دلو بیست و پنجمین سالروز خروج آخرین سرباز قشون سرخ و ارتش متجاوز شوروی از خاک ماست. این روز می‌توانست به عنوان یک نقطه‌ی عطف و روز پرافتخار در تاریخ سیاسی کشور ثبت گردد، اما آن‌گونه که توقع می‌رفت، چندان جایگاهی در جامعه‌ی ما نیافت. امروز تنها تعدادی از فرماندهان و رهبران جهادی و وابستگان‌شان به گرامی‌داشت این روز پرداخته و بقیه‌ی مردم در یک بی‌تفاوتی به سر می‌برند و حتی بسیاری از جوانان نمی‌دانند که در چنین روزی چه اتفاقی افتاده است. آیا این بی‌تفاوتی به خاطر عدم اعتنا و اهتمام مردم به عزت و استقلال کشورشان است؟ مسلم است که چنین نیست و مردم افغانستان در طول تاریخ سیاسی خود نشان داده اند که بیگانه‌ستیزترین مردم‌اند و گاه در این بیگانه‌ستیزی، مسیر افراط را نیز پیموده‌اند و منافع خویش را در مواردی قربانی احساسات و حس شدید بیگانه‌گریزی یا بیگانه‌ستیزی نموده اند. روابط ما با کشورها و ملت‌های دیگر، بیشتر مبتنی بر تقابل بوده است تا تعامل و در این تقابل، هم مردم نقش داشته‌اند و هم حاکمیت.

این یادداشت مختصر به درخواست دانشجویان دانشگاه خاتم‌النبیین(ص) در کابل تهیه شده بود که در شماره دوم نشریه دانشجویی فانوس (خزان 1390) منتشر شد. به امید کمک (هرچند ناچیز) به عده‌ای از دانشجویانی که در حین آمادگی برای امتحان با فراموشی، اضطراب و نگرانی مواجه می‌شوند، در این وب‌نوشت نیز برای دسترسی عموم عرضه گردید.

در طول چند سال تجربه‌ی تدریس در برخی مراکز علمی از جمله مؤسسه تحصیلات عالی خاتم‌النبیین(ص)، و هم‌چنان در دوره‌ی دانشجویی، بارها مشاهده نمودیم که دانشجو با اضطراب و نگرانی تا پشت دروازه سالن امتحانی متن قطور درسی را در دست گرفته و با عجله ورق می‌زند و با دلهره و اضطراب تندتند می‌خواهد در ظرف چند دقیقه‌ی کوتاه مطالب یک کتاب را به تمام و کمال در کله مبارک فرو ببرد. این وضعیت انسان را به یاد آن ضرب المثل می‌اندازد که «شتر پای کوتل چاق نمی‌شود». به صورت فردی بارها به دانشجویان تذکر داده‌ایم که این سبک آمادگی