داکتر نصر‌الدین (یا همان ملانصرالدین معروف) در جوانی به خواستگاری دختری رفت که با شرایط وی هیچ سازگاری نداشت. همگان می‌دانستند که وی جواب منفی خواهد گرفت. نه دختر و نه والدینش، هیچ‌کدام نسبت به او نظر مثبت نداشتند. با این حال، داکتر صاحب از سر شور و اشتیاق زیاد، راه خانه خسر فرضی خود را در پیش گرفت و مردم منتظر بودند که جناب داکتر صاحب چه می‌کند. وقتی از خواستگاری برگشت و مردم از او پرسیدند که «چه شد؟» داکتر در پاسخ گفت: پنجاه درصد قضیه حل است و فقط پنجاه درصد دیگر باقی ماند است که انشاألله درست می‌شود. گفتند: پنجاه درصد قضیه چگونه حل است؟ گفت: خٌب قضیه دو طرف دارد دیگه، پنجاه درصد قضیه نظر من است و پنجاه درصد نیز نظر دختر و والدینش. من کاملا موافقم. تنها

امحا کننده‌ی مین‌ ارزان قیمت توسط یک جوان افغان ساخته شد. اما کاش دستگاهی نیز (هرچند گران‌قیمت) برای زدودن مین‌های ذهنی و آنتی‌ویروسی برای اعدام ویروس‌های قلبی ما ساخته می‌شد. نمی‌دانم آن دستگاه را مخترع و مبدع آفرینش در وجود ما هم قرار داده است یا خیر؟ آیا قوه نطق، لوگوس خرد یا جناب عقل در «حیوان ناطق افغانی» هم وجود دارد؟ اگر وجود دارد ماهیتش چگونه تعریف می‌شود؟ و اگر آری، روغنش خشکیده است یا گلگیرش خراب شده است؟ یا اول سنگ قبیله و آوار قومیت این دستگاه را زیر گرفته و له کرده است و سپس سلفیت، جزمیت، وهابیت و رقیبان درون دینی آن یک لگد دیگری به این دستگاه زده اند؟ آیا قابل ترمیم هست؟ دیگران چگونه ترمیمش کردند؟ مشرکین چینی، کافران غربی، بی‌دینان جاپانی و دیگر

اشاره: در باب لیک برتر سال 1391

1. برای آدم فوتبال ندیده‌ای مثل من، مشاهده مسابقات اولین لیگ برتر کشور، به دلایل زیادی، بیشتر از مسابقات لیگ برتر اروپایی و بازی تیم‌های مانند بارسلونا، رئال مادرید، بایرمونیخ یا منچستر یونایتد و دیگر غول‌های فوتبال دنیا لذت، جذابیت و پیام داشت.

2. به نظر غیرکارشناسانه بنده، موفقیت تیم طوفان هریرود، افزون بر برتری تخنیکی اعضای این تیم، مرهون ایثار اعضای تیم و رعایت منطق کار گروهی (پرهیز از تک‌روی و دوری از خودبینی و انحصارطلبی) در این تیم بود که به خصوص در به ثمر رساندن گول دوم این تیم در دیدار فاینل به اوج خود رسید. دقیقا این دو خصوصیت (تخصص و فرهنگ ایثار یا درک منطق کار گروهی)

 

چكيده

اين نوشتار ضمن بيان مفهوم تحقيق‏‌پذيري، پيشينه بحث را بررسي نموده و اين اصل را مورد نقد و خدشه قرار داده است. نويسنده در راستاي توضيح مفهوم تحقيق‏‌پذيري، اين اصل را از مهم‌‏ترين اصول پوزيتيويسم منطقي مي‏‌داند که براي تشخيص قضاياي واقعي از احکام و قضاياي غير واقعي وضع شده است. بر اساس اصل تحقيق‏‌پذيري تنها گزاره‏‌هايي معناي محصّلِ معرفتي دارند که يا تحليلي باشند يعني صدق آنها با مراجعه به کلمات به کار رفته در خودشان معلوم شود و يا تجربي باشند. در ادامه مقاله اشکالاتي همچون نامشخص بودن موضوع، نامتعين بودن معناي تجربي و تجربي نبودن قضاياي کليِ علوم به عنوان اشکالات اصل تحقيق ‏پذيري مطرح شده و مورد بررسي قرار ‏گرفته‏اند. در پايان با اشاره به اينکه موضوع علوم تجربي ماديات است و در مسائل ماوراء ماده بايد از عقل و فلسفه استمداد جست، استواري قضايا و گزاره‏‌هاي ديني بر قطع و يقين مورد تأکيد قرار گرفته‌ است.

كليدواژه‌ها: تحقيق‌پذيري، اثبات‌گرايي منطقي، حلقه‌ي وين، ويتگنشتاين، قضاياي واقعي، قضاياي مهمل، صدق قضايا و گزاره‌هاي ديني.

توضیح: منتشرشده در شماره‌ی سیزدهم آسیاتایمز (29 جدی 1392)

روز چهارشنبه هفته گذشته (25/10/1392) بودجه ملی سال 1393 به تصویب شورای ملی رسید. میزان بودجه‌ی سال ۱۳۹۳ 7.9  میلیارد دالر (۴۴۰ میلیارد افغانی) است که از این مقدار 3 میلیارد دالر بودجه‌ی توسعه‌ای و 4.9 میلیارد آن نیز بودجه‌ی عادی است.

بر اساس اعلام وزارت مالیه، در طرح بودجه‌ی سال 1393، بودجه‌ی ملی بیست و هفت درصد (در حدود 96 ملیارد افغانی) افزایش یافته است. از مجموع 7.9 ملیارد دالر بودجه‌ی مورد نیاز

صاحب تلخ‌التواریخ از پیشینیان حکایت کند که روزی یکی از والیان سلطان ذی‌شوکتی که خود را فرهنگی و صاحب ادب و قرین ادیبان می‌نمایاندی، نزد سلطان احضار شدی. وقتی به مجلس سلطان رسیدی، سلطان از او پرسیدی که از کدامین راه بیامدی؟ وی در پاسخ گفتی: از «جعده» سرورم! (منظورش جاده بودی و به خیال خود می‌خواستی ادبی‌تر سخن گفته باشی). سلطان بدو گفتی: «جاده» عزیزم نه «جعده»! والی گفت: راست گفتی سرورم من اشتباه کردم، «جعده» آن است که در او تیر و کمان گذارند! سلطان فرمودی: نه عزیزم! آنچه که در او تیر و کمان گذارند، «جعبه» است نه »جعده»! و این ماجرا تا لحظاتی ادامه داشتی و والی‌ صاحب کلی عرق فرمودی و حاضران را با هنر و ادب خویش بسی بخنداندی!