نکات مقدماتی

1. علم مقايسه

علم به حقايق و درک بسياري از امور اجتماعي و انساني، تا حد زيادي مرهون مقايسه است. به نظر مي‌رسد که برخي حقايقِ تلخ و شيرين تنها از طريق مقايسه درک مي‌شود، و بسياري از ژست‌ها و ادعاها تنها هنگام مقايسه ماهيت خودش را آشکار مي‌سازد. تنها از طريق مقايسه مي‌توان علل و عوامل کژي‌ها و نارسايي‌هاي بسياري از پديده‌ها و مسائل اجتماعي را کشف نمود و با مقایسه می‌توان دلایل ترقی و پیشرفت در یک جامعه و دلایل عقب‌گرد در جامعه‌ی دیگری را درک نمود.

2. از «اسلام يک» تا «اسلام سه» 

مصطفی ملکیان یکی از فیلسوفان ایرانی هردینی، از جمله اسلام را در سه سطح طبقه‌بندی می‌کند: 

 

«دین یک»، که عبارتست از متون دینی (قرآن و سنت پیامبر(ص)؛ «دین دو»، که عبارتست از فهم و شناخت ما از این متون و قرائت‌های ما از دین؛ «دین سه»، که عبارتست از عمل ما مسلمان‌ها به آموزه‌های دینی که منتسب به دین یک است و بر اساس اسلام دو (فهم و درک ما از این متون دینی) انجام می‌شود. 

«دین یک» مقدس و عاری از هرنوع کاستی و کجی است. اما از «دین دو» نارسایی‌ها شروع می‌شود و وقتی به «دین سه» می‌رسیم، این کاستی‌ها شدت می‌گیرد. بسیاری از نزاع‌ها و جدال‌ها در «دین دو» و بر اساس فهم و برداشت‌های متفاوت از «دین یک» به وجود می‌آید، به خصوص که هر دین دو و هر فهمی خود را مانند «دین یک» مقدس، مطلق و کامل تلقی می‌کند. اما در «دین سه» این مشکلات و نارسایی‌ها چندین برابر می‌شود و ممکن است فرسنگ‌ها با «دین یک» و حتی «دین دو» فاصله داشته باشد. ممکن است در «دین دو» به حرمت یا وجوب یک چیزی رسیده باشیم، اما هوای نفس و منافع شخصی اقتضا می‌کند که حتی مطابق همین فهم خود هم عمل نکنیم و هنگام مواجهه با نقد و اشکال، عمل خود را توجیه کنیم. آنچه که همواره به حیثیت دین اسلام صدمه زده است، برخی قرائت‌های غریب و تفسیرهای مخدوش از دین و به خصوص، عمل نارسای مسلمان‌ها و کجی‌های رفتار ماست. 

3. جرعه‌ای از چشمه‌سار «اسلام يک» 

از باب «ولکم فی رسول‌الله اسوة حسنه»، چند جمله از زبان علی مرتضی در باب سیره نبی مطهر اسلام را با هم مرور می‌کنیم: 

«پس بايد تأسي کني به نبي اطهر و اطيب! از خوردني‌هاي دنيا اندک و به اطراف دندان خورد، و دهان خود را از آن پر نکرد و به آن التفاتي ننمود، لاغرترين اهل‌دنيا بود از حيث نشيمن‌گاه، و گرسنه‌ترين شان بود از جهت شکم، خزائن دنيا بر او عرضه شد، ليکن او از قبولش استنکاف نمود، وقتي فهميد که خداي تعالي چيزي را دشمن دارد او نيز دشمن مي‌داشت، و هر چيزي را که خداي تعالي حقير مي‌دانست، او نيز تحقيرش مي‌کرد. ما بر عکس آن جنابيم. اگر از معايب چيزي در ما نبود جز همينکه دوست مي‌داريم دنيائي را که خدا دشمن داشته و بزرگ مي‌شماريم دنيايي را که خدايش تحقير کرده، همين براي شقاوت و بدبختي و نافرماني‌مان بس بود، و حال آنکه رسول الله(ص) روي زمين غذا مي‌خورد، و چون بندگان مي‌نشست، و کفش خودرا به دست خود مي‌دوخت، و بر الاغ برهنه سوار مي‌شد، و شخصي ديگري را هم پشت سر خود برآن حيوان سوار مي‌کرد. وقتي ديد پرده در خانه‌اش تصوير دارد، به يکي از زنان خود فرمود: اي فلان اين پرده را از نظرم پنهان کن تا آنرا نبينم، چون هر وقت چشمم بدان مي افتد به ياد دنيا وزخارف آن مي افتم... آري به قلب و از صميم دل از دنيا اعراض کرده بود، و يادش را در دل خودکشته و از بين برده بود، تا جائي که دوست مي داشت زينت دنيا را حتي به چشم هم نبيند تاهوس لباس فاخر نکند...».   

سپس علي مرتضي که خود با دستان پينه‌بسته چاه‌هاي متعدد آب حفر نموده و در اختيار مردم قرار داده و به انکشاف جامعه‌ی اسلامی (متناسب با شرایط و امکانات عصر خود) اقدامات شایسته‌ای نموده است، از وضعيت زندگی خود هم چنين مي‌گويد: «به خدا قسم به قدري اين خرقه‌ي خود را وصله کرده‌ام که از دوزنده‌ي آن شرم دارم، و يکي به من گفت آيا ديگر از اين دست بر نمي‌داري؟ گفتم برو در بامداد از رونده‌ي شب تشکر مي‌شود». 

با توجه به نکات فوق، چند پرونده‌ی ذیل را با هم مقایسه نموده و سپس مجموع این پرونده‌ها را با اسلام یک و چند سطر از سیرت نبی اسلام که ذکر شد، مقایسه می‌نماییم:

پرونده اول: کاهش سی درصدی حقوق اعضای کابينه و پارلمان در فرانسه و ايتاليا

به گزارش شبکه فرانس بيست و چهار، فرانسوا اولاند رئيس جمهور جديد فرانسه، در اولين اقدامش پس از ورود به کاخ اليزه، 30 درصد حقوق خود و کابينه را کاهش داد. ژان مارک اِرو نخست وزير فرانسه نيز اعلام کرد حقوق و دستمزد کليه اعضاي دولت سي درصد کاهش مي‌يابد. فرانسوا اولاند رئيس جمهور فرانسه در دوران مبارزات انتخاباتي خود وعده داده بود حقوق و دستمزد خود را کاهش مي‌دهد و اينک دولت جديد فرانسه قصد دارد وعده هاي خود را در دوران مبارزات انتخاباتي هر چه سريعتر محقق کند. (الوعده وفا).

ژان مارک اِرو همچنين خاطر نشان کرد قصد دارد منشوري براي اعضاي دولت تعيين کند به نوعي که وزرا پاسخ‌گوي انتظار فرانسويان باشند و ساير فعاليت‌هاي خارج از مسئوليت دولتي خود را کنار بگذارند و تنها به دولت خدمت کنند. نخست وزير فرانسه از اعضاي دولت خواسته است وقت خود را صرف کار کنند و حتي اولين جلسه دولت را امروز (14 مي 2012) که روز تعطيلي است در ساعت پانزده برگزار خواهد کرد. 

در ایتالیا نیز سال گذشته بنا به درخواست ماريو مونتي نخست وزير، حقوق نمايندگان پارلمان به عنوان بخشي از سياست کاهش مزاياي رهبران سياسي، 30٪ کاهش یافت. اين اقدام بخشي از بسته رياضت اقتصادي موسوم به «نجات ايتاليا» بود که با هدف کاهش هزينه‌هاي سيستم بروکراسي در دسامبر سال گذشته تصويب و عملی شد.  

پرونده دوم: افزايش چهل‌درصدی حقوق وکلای پارلمان در افغانستان (مطابق با اسلام سه افغانی)

چندي قبل مطبوعات و خبرگزاري‌هاي افغانستان گزارش دادند که کميسيون امتيازات و مصونيت ولسي جرگه با در نظر داشت فيصله مشرانو جرگه فيصله نمودند که در امتيازات مادي وکيلان تغييري به ميان آيد و مي‌خواهند تا به شصت و هفت هزار و پنجصد افغاني تنها خرج دسترخوان داده شود. سي هزار افغاني هم کرايه منزل و دوازده هزار افغاني براي روغنيات موتر و هفت هزار افغاني براي مصرف تلفن لازم است تا جمع حقوق ایشان از یک لک و سی هزار افغانی، به یک لک و نود دو هزار افغانی برسد. 

قبل از عملی شدن افزایش حقوق نمایندگان، بودجه سال 1391 دوبار توسط ولسي جرگه (با ناعادلانه دانستن بودجه ارايه شده از سوي وزارت ماليه) رد شد. دلايل و مستندات ولسي جرگه براي ناعادلانه دانستن بودجه، عمدتا چند مسأله بود:

1. اختصاص تنها 15 مليون دالر به گارد رياست جمهوري و در مجموع 78 مليون دالر بودجه براي دفتر رياست جمهوري و گارد محافظت که معادل بودجه شش وزارت خانه است!

2. در تنظيم بودجه و تقسيم آن بين ولايات، تفاوت‌ها و تبعيض‌هاي فاحشي وجود دارد و ولايات محروم هم‌چنان سهم بسيار ناچيزي از بودجه دارند و انکشاف اين ولايات کاملا ناديده گرفته شده است.

3. 80 مليون دالر کمک به کابل بانک (که پولش را مفسدان مالی و زورسالاران به جیب خود زده اند و از جيب ملت بايد جبران شود).

مصطفي مستور معين مالي وزارت ماليه افغانستان با یک اظهار نظر در برابر رد شدن مجدد بودجه از سوی شورای ملی، به راديو آزادي گفت: «اعضاي ولسي جرگه علاوه بر درخواست افزايش معاش، پول دسترخوان، پول تيل موتر، پول تلفن، کرايه منزل و... خواسته اند تا از پرداخت ماليه نيز معاف شوند... در مجموع آنها يکصد و سي هزار افغاني معاش مي‌گيرند، اما خواست آنها اين بود که معاشات شان به يکصد و نود و دو هزار افغاني افزايش يابد. معاشات محافظان، دستياران و راننده‌هاي شان بايد زياد شود و آنان از پرداخت ماليه نيز معاف شوند. اما ما نمي‌توانيم اين پيشنهادات آنها را در نظر بگيريم، بخاطر اينکه ما هيچ فردي را نمي‌توانيم از پرداخت ماليه معاف نماييم».  

سرانجام ظاهرا هم مستور، هم وزیر صاحب مالیه و هم سایر ارگ‌نشینان، با خواست نمایندگان محترم موافقت نمودند تا متقابلا نمایندگان محترم شورای ملی هم هزینه‌های گزاف دفتر و گارد ریاست جمهوری و سایر اشکالات را نادیده بگیرند. سیاست در افغانستان یعنی همین (معامله و ساخت و پاخت به دور از چشم ملت، هرکه بیشتر معامله بلد باشد، سیاست‌مدارتر است!) با افزايش پنجاه هزار افغاني در حقوق ماهيانه نمايندگان و ملاقات برخي نمايندگان و رؤساي کميسيون‌ها با جلالت‌مآب رئيس جمهور، ولسي‌جرگه بودجه‌ای را که خود آن‌را ناعادلانه می‌خواندند، مصوب نموده و به این ترتیب، با ملیون‌ها موکل گرسنه‌ی خود همدردي نمودند! 

تمام تغییراتی که در بودجه صورت گرفت این بود که: 1. از 78 ملیون دالر از هزینهي دفتر و گارد رياست جمهوري، فقط يک مليون دالر کاهش یافت، 2. کمک به کابل بانک از 80 مليون به 65 مليون دالر تقلیل پیدا نمود (جبران چپاول مفسدين از جيب مردم). اشکال دیگر نمایندگان (عدم توزیع عادلانه بودجه در ولایات) کاملا به فراموشی سپرده شد و به برکت افزایش پنجاه هزار افغانی در حقوق خود شان، بودجه را کاملا عادلانه يافتند و بر آن مهر تأييد گذاشتند و به ولايت‌هاي محروم هم نويد دادند که همين صد سال اول مشکل است و در بودجه قرون آينده انشالله عدالت در نظر گرفته مي‌شود، فقط و فقط صد سال ديگر لطف نموده دندان روي جگر بگذارند، همه چيز حل مي‌شود! 

پرونده سوم: مقايسه حقوق نمايندگان مجلس ايران و افغانستان در کنار چند شاخص ديگر

هر نوع مقایسه بین حقوق و مزایا و سایر شاخص‌ها مانند درآمدسرانه، تولید ملی و... در افغانستان و سایر کشورها، با توجه به تفاوت‌های فاحش در این شاخص‌ها، قیاس مع‌الفارق خواهد بود. فقط سراغ یکی از کشورهای همسایه خود (ایران) می‌رویم و چند شاخص را با هم مقایسه می‌کنیم:

 

 

درآمد سرانه

صادرات

توليد ناخالص داخلی

(با معيار برابری قدرت خريد)

حداقل دستمزد کارگران

حقوق نمايندگان مجلس در سال 1391

ايران

2500دالر

78690000000

(هفتادو هشت ملیارد و شش صد و نود ملیون دالر)

۸۸۸٬۳۵۵ دالر

پایه حقوق: 389754تومان

بن نقدی: 35000تومان

حق مسکن: 10000 تومان

حق اولاد برای دونفر:77940 تومان

حداقل جمع دریافتی ماهانه: 512640تومان (معادل 17000 افغانی یا 347 دالر)

حداکثر 2000000

(دوملیون تومان معادل 55000 افغانی)

افغانستان

293دالر

 

27443دالر

کارمند دولتی در حدود 4200 افغانی

180000 (یکصد و هشتاد هزار افغانی)

(منبع: 1. سایت صندوق بین‌المللی پول: www.imf.org ،2. www.birdana.com، 3. www.mehrnews.com)

تصویر فیس دریافتی حقوق ماهانه نمایندگان مجلس ایران در سال 1389 که مجموع دریافتی یک نماینده، 17726628 ریال (معادل تقریبا پنجاه هزار افغانی، که البته در سال 1391 به دو ملیون، معاد 55000 افغانی ارتقا یافته) است :

Description: bbadc7b43758748515d9cb75afb56e16 حقوق نمایندگان مجلس چقدر است؟ + تصویر فیش حقوقی

 بنابراین، علی‌رغم تفاوت‌های فاحش در درآمد سرانه ملی، حداقل دستمزد کارگر، تولید ناخالص داخلی و... در دو کشور، نمایندگان محترم ما بیشتر از سه برابر نسبت به یک نماینده‌ی مجلس در ایران حقوق می‌گیرند! البته در موارد زیادی سطح تحصیلات و... نیز در میزان حقوق و مزایا تأثیر گذار است. در گذشته شرط حداقلی در خصوص میزان تحصیلات نمایند گان مجلس در ایران، لیسانس بود، اما بر اساس مصوبه سال 1390 مجلس ایران، یکی از شرایط کاندید شدن برای نمایندگی مجلس، تحصیلات حداقل در سطح ماستری است. این شرط در مورد نمایندگان کنونی مجلس ایران اعمال شده است. در حالیکه در میان نمایندگان محترم شورای ملی در افغانستان چه در دور قبلی و چه در دور فعلی، از خود نمایندگان بارها شنیدیم که برخی همکاران شان حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارند و اسم خود را هم بلد نیستند بنویسند!

نکته‌ی دیگر اینکه در تصویر همین فیس می‌بینید که غیبت‌های روزانه این نماینده ایران صفر بوده و در یک ماه تنها شش ساعت و هشت دقیقه غیبت ساعتی داشته است و از بابت همان چند ساعت غیبت هم حقوقش کسر شده است. در حالیکه در میان نمایندگان محترم شورای ملی ما، اصل بر غیبت است، مگر اینکه از تجارت، پارتی، کارهای شخصی و دیگر گرفتاری‌ها کمی فرصت یابند و گذرشان گاهی به پارلمان هم بیفتد (گذشته از اینکه بعضی در همان چوکی پارلمان هم وقتی حضور دارند، از آن چوکی برای رفع خستگی‌ها و استراحت نیمروزی استفاده می‌کنند). تکلیف شرعی این عمل که در برابر غیبت‌های ایشان حقوق شان هم کسر نمی‌شود، با کرام الکاتبین است! (البته اگر یک کارگر به استخدام یکی از نمایندگان محترم باشد و کمی تنبلی کند، خواهد گفت کرایه‌ای که می‌گیری شرعا حرام است و چند ناسزا هم نثارش خواهد نمود، البته کار اگر به لد و کوب نرسد، اما در مورد نمایندگان محترم مجلس اگر 29 روز در یکماه هم غیبت داشته باشند، حلال خواهد بود!)

پرونده چهارم: مقايسه حقوق نمايندگان با شهروندان عادی در چند کشور

در جدول ذیل، میزان تفاوت حقوق یک نماینده‌ی مجلس با حقوق یک شهروند عادی در چند کشور مقایسه شده است

کشور

فرانسه

ایتالیا

آلمان

اسپانیا

ایران

افغانستان

تفاوت حقوق یک نماینده مجلس با یک شهروند عادی

4.8 برابر

 

6.5 برابر

3.4 برابر

 

2.1 برابر

 

3.9 برابر

 

42.8 برابر!

 

مدت مديدي دنبال اين بودم که ببينم کسي از نمايندگان محترم ما با پروژه‌ی ازدیاد معاش نمایندگان پارلمان اعتراض و انتقادی داشته است ياخير؟ تنها به اين نکته برخوردم که رمضان بشردوست گاه قال و مقالکي راه انداخته و مزاحم نمايندگان عزيز شده است. وي در جايي گفته بود:

«شش سال است، که مي‌خواهم معاش وکيلان و وزرا از دو لگ، يک لگ و... به 20 هزار افغاني پايين بيايد. از اين پولي که از معاشات افراد بلند پايه کم مي‌شود، به معاش افراد پايين رتبه مانند معيوب، معلول، معلم و اجير اضافه شود. اما متاسفانه در اين کشور کسي که زور دارد، او هم زمين را مي‌گيرد هم پول را و هم چوکي را. من صد در صد طرفدار از اين هستم که هيچ معاش در افغانستان از 20 هزار افغاني بالا نباشد و هيچ معاشي در افغانستان از 10 هزار پايين نباشد». 

سخنان بشردوست هم که حجيت و خريداري ندارد و از سوي همکاران خود به عدم درک درست متهم است. البته ناگفته نباید گذاشت که خانم شکریه بارکزی نیز در در ارتباط با اصل تصویب بودجه در برخی میزگردهای تلویزیونی، ابراز نارضایتی نمود، اما از سخنان مستور هم ناراحت به نظر می‌رسید.

دستاوردهای مقايسه 

1. مهجوریت قرآن و مظلومیت اسلام: وقتی پای هیاهو در میان باشد و به سر وصداها و داد و فریادهای وااسلاما بنگریم، احساس می‌کنیم اسلام فقط در افغانستان زنده است و قرآن تنها در افغانستان کتاب عمل است. (آشوب‌ها و قتل و تخریب‌ها و تظاهرات‌ خشونت‌آمیز در هنگام قرآن‌سوزی در زندان بگرام را بیاد بیاورید). اگر قرار باشد از یکی از بزرگان شورای ملی خواسته شود که در باب مقایسه فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی سخن بگوید، خواهد گفت در غرب دین را به دنیا فروختند و در اردوگاه لیبرال سرمایه‌داری ارزش‌های اخلاقی، انسانیت و معنویت، همه قربانی هوا و هوس‌ و دنیاپرستی شده است. بسیاری از شخصیت‌های حاضر در شورای ملی، اگر منبر و تریبونی را در اختیار شان قرار دهیم، ساعت‌ها و روزها در باب مفهوم عدالت، جایگاه عدالت در اسلام، دلسوزی به حال مردم، مفهوم زهد و پارسايي صحبت خواهند کرد و با صدای رسا خواهند گفت که دين مقدس اسلام از دنيازدگي منع نموده و سفارش نموده که: «من اصبح و لم يحتمّ بامور المسلمين فليس بمسلم». بسیاری از مسئولین مملکتی و نمایندگان محترم شورای ملی حاضرند که قرآن را با هفت روايت از حفظ بخوانند و هنگام آتش زدن قرآن توسط آمریکایی‌ها هم رگ گردن شان کلفت شده و بلوا برپا کنند و بوق و کرنا سر بدهند که به مقدسات ما توهین شده و باید نشان دهیم که چه میزان به قرآن عشق می‌ورزیم. اما اینکه محتوای قرآن چیست و از ما چه خواسته است، مهم نیست! قرآن برای آن است که در تاقچه‌ی خانه یا در جیب بالاپوش خود بگذاریم و به آن تبرک بجوییم و اینکه بالای دروازه خانه‌ی خود که از پول‌های بادآورده ساخته شده است، بنویسم «و ان‌یکاد الذین کفروا...». معنای مهجوریت قرآن چیست؟ آیا این است که کسی آن‌را نمی‌خواند، یا اینکه «ربّ تالی‌القرآن و القرآن یلعنه»؟

2. جامعه‌ی انکشاف‌یافته، نیازمند انسان‌های انکشاف يافته است: تا مغزها و وجدان‌های افراد یک جامعه و فرهنگ آن انکشاف نیابد و اخلاق انسانی توسعه نیابد، انکشاف در سایر عرصه‌ها محال خواهد بود. اگر افراد و فرهنگ انکشاف یافته بود، روز تعطيل را هم تا شب کار مي‌کنند، مانند کابینه‌ی فرانسه (هرچند مسیحی لائیک باشند). اما اگر وجدان بیمار شد، در ایام کاری هم سر کار حاضر نمی‌شوند، مانند بسیاری از نمایندگان محترم ما (هرچند مسلمان افغانی باشد و از حکومت دینی فریاد بزند و متخصص و تئوری‌پرداز حلال و حرام شرعی باشد).

3. گندیدن نمک: ‌تا کنون شاید برخی می‌پنداشتند که اگر کابینه به فساد آغوشته است و یا محاکم و ثارنوالی‌ها فاسد اند و هیچ پناهگاهي براي ملت وجود ندارد، حداقل خانه ملت و وکلای محترم با ملت همراه است و هر از چندگاهی داد و فریادی در ولسی‌جرگه علیه فساد حکومت و سایر نارسایی‌ها شنیده می‌شود. کم کم متوجه می‌شویم که هیچ نهادی که بتواند تکیه‌گاه مردم باشد، وجود ندارد. شورای ملی هم که باید مدافع حقوق مردم و ناظر بر اعمال حکومت باشد، خود نیازمند نظارت است:

هرچه بگندد نمکش می‌زنند       وای از آن روزی که گندد نمک

4. تبدیل شدن اختلافات ایدئولوژیک به اتحاد استراتژیک: اگر دوره حکومت کمونیستی بود، می‌گفتیم مارکسیسم مقصر است، اگر عصر طالبان بود، می‌گفتیم نظام طالبانی با کاستی روبروست. امروز که در شورای ملی ما از هر تباری (مجاهد دین مدار، طالب صاحب ریش و لنگوته، کمونیست عدالت‌خواه، لیبرال فرانسه دیده و نکتایی پوش نیویورک برگشته و همه و همه) حضور دارند، نیک در می‌یابیم که همه بر سر یک چیز لااقل هم‌پیمان استراتژیک هستیم و آن غم شکم و دغدغه‌ی جیب است. بنابراین، دنیا برای همه آب شور است و شیطان بر سر راه همه خوابیده است. ملا و طالب یا مجاهد و مارکسیست نمی‌شناسد. اگر خودساختگی نباشد، «قدرت» و «منصب» هم برای طالب فساد آور است، هم برای مجاهد، هم برای مارکسیست و هم برای لیبرال. فرقی نمی‌کند که در ظاهر خود را به مکتب آسمانی اسلام پیوند بزنیم یا از مارکسیسم و لیبرالیسم فریاد بزنیم، ریش بلند بگذاریم و عمامه برسر نهیم، و یا نکتایی به گردن بیاوزیم، همه در معرض خطریم. به همین جهت بود که يوسف نبي نگران خودش بود و می‌فرمود: «ان النفس لأماره بالسوء الّا مارحم ربّي/ سوره يوسف آيه 53».

5. فرهنگ تجمل و تمایلات وابستگان متجمل: بسیاری از عطش‌های ما به مال و امکانات، از فرهنگ شدن تجمل در میان تمامی اقشار جامعه نشأت می گیرد. مهمانی‌های پر زرق و برق و با مخارج گزاف و بريز و بپاش‌های که در کاخ‌های مسئولین مملکت ما و در گوشه گوشه‌ی ویران‌شهری چون کابل به چشم می‌خورد، نه در پاریس از آن خبری هست و نه در هیچ پایتخت دارالکفر دیگری! مسئولین ما دنبال پرستج اند و بر اساس فرهنگ حاکم در جامعه، دسترخوان شان باید در شأن و شوکت‌شان باشد و با هيبت و ابهت يک وکيل الرعايا و وزیر المملکت تطابق داشته باشد و به چند یتیم و بیوه هیبت و شوکت خود را نشان دهند. به خاطر همين حکمت، درخواست ازدياد پول دسترخوان می‌شود. علاوه بر این، دولت‌مردان در جامعه‌ای مانند فرانسه، دغدغه‌ي فرزندان و فاميل خود را ندارند و ايشان بايد خود مخارج خويش را تأمين کنند، بنابراين، کاهش حقوق براي شان چندان دردسر ساز نيست. بر اساس گزارش برخی خبرگزاري‌ها، همسر فرانسوا اولاند، لباس‌ها و مايحتاج زندگي خود را خود از بازار عمومي تهيه مي‌کند و کدام ندیم و خدمت‌کاری هم ندارد. در حاليکه وکلا و وزراي ما ناگزیرند مخارج تحصيل، امکانات و گردش و تفريح و موتری که بتواند در سرک‌های کابل گرد به آسمان بلند کند، برای فرزندان خود هم آن‌چنانکه در شأن يک فرزند وکيل و وزير باشد، فراهم نمايند. مايحتاج زندگی خود را نیز باید از دوبي و لندن تهيه نمايند. پس گریز و گزیری از افزایش حقوق شان به نظر نمی‌رسد. به خصوص اینکه برخي از وکلای مملکت ما تا سي يا چهل نفر و حتی برخی هفتاد نفر بادیگارد دارند و علاوه بر حقوق گزاف خود، دستمزدهای دیگری هم برای ایشان باید از بیت‌المال بستانند. البته تنها تعداد اندکي از ايشان اين چانس را دارند که پول چند محافظ و راننده را هم خود به جيب خويش بزنند، چون محافظ و راننده ندارند.

6. فرهنگ شدن بی‌غیرتی و بی‌مسئولیتی و گدایی از گدا: اگر کشور ما فاصله‌ی فاحشی (به لحاظ انکشاف‌يافتگی و سطح در آمد داخلی و خودکفایی) با اغلب کشورهای جهان نداشت، شاید می‌گفتیم این مقدار تبعیض نوش جان مسئولین ما. اما در وضعیتی که کاسه‌ی گدایی ما پیش تمامی کشورهای جهان دراز شده است و مسئولین مملکت به نام ملت شب و روز برای گدایی از دنیا تقلّا می‌کنند، و در عین حال در برابر چشمان ملیون‌ها بیوه و یتیمی که نان شب خود را هم ندارند، این چنین به ازدیاد معاش خود می‌اندیشند، نشانگر آن است که هم مفهوم غیرت و هم مفهوم مسئولیت‌ در قبال هم‌نوعان، کم کم از فرهنگ افغانی خداحافظی می‌کند. به نام ملت گدایی می‌شود، اما وقتی پول گدایی به مملکت رسید، گدایان از گدایان می‌ربایند. چه زیبا گفته است انوری ابیوردی:

     آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی             گفت کاین والی‌ّ شهر ما گدای بی‌حیاست

       گفت چون باشد گدا آن کز کلاهش تکمه‌ای                صد چو ما را روزها، بل سال‌ها، برگ و نواست؟

گفتش ای مسکین! غلط اینک از اینجا کرده‌ای           آن همه برگ و نوا دانی که آنجا از کجاست؟

               دٌرّ و مروارید وطوقش اشک اطفال من است           لعل و یاقوت ستامش خون ایتام شماست

        او که تا آب سبو پیوسته از ما خواسته است               گر بجویی، تا به مغز استخوانش زانِ ماست

خواستن کدیه است، خواهی عٌشر خوان خواهی خراج           زان که گر ده نام باشد، یک حقیقت را رواست

       چون گدایی چیز دیگر نیست جز خواهندگی              هرکه خواهد گر سلیمان است و گر قارون، گداست

7. فرهنگ بی‌خیالی و فقدان حساسیت: مردم ما نیز امروز فقط به تاراج دار وندار مادی و فرهنگی خود توسط چند نفر تماشا می‌کنند و به زرق و برق زندگی آنان خیره مانده اند و دم بر نمی‌آورند. نه تنها مردم عادی، بلکه حتی جامعه‌ی مدنی و شخصیت‌های فرهنگی و مطبوعات و رسانه‌های ما تا کنون کوچک‌ترین واکنشی نسبت به چنین فجایعی نشان نداده اند. گویا اقداماتی مشابه افزایش حقوق نمایندگان محترم برای همه ما عادی شده است و اساسا یک ناهنجاری به شمار نمی‌رود. وقتی مردم و نخبگان جامعه در برابر چنین اقداماتی سکوت می‌کنند، عمق فاجعه آشکار گردیده و ناامیدی انسان نسبت به هر نوع تحولی تشدید می‌شود. به گفته‌ی مارتین لوتر کینگ «گرفتن آزادی از مردمی که نمی‌خواهند برده بمانند، سخت است. اما، دادن آزادی به مردمی که می‌خواهند برده بمانند، سخت تر است!»

شاید این پرسش به وجود آید که اگر مردم نسبت به سرنوشت خود حساس نیستند، پس چرا در حین انتخابات مردم این همه پای صندوق‌های رأی حاضر شدند؟ پاسخ آن است که اگر مردم در انتخابات هم فعالیتی کرده اند و به نفع کسی رأی جمع نموده یا رأی داده اند، چند معیار داشته اند (که این معیارها هم با روح دموکراسی افغانی تطابق دارد) و عبارتند از: 1. از جیب کدام کاندیدی مقداری پول یا یک بوجی برنج نصیب شان شود، 2. به نماینده قوم خود رأی دهند تا روی قوم دیگری را کم کنند، 3. کدام فامیل خود را به مجلس بفرستند تا فردا از طریق او به نان و نوایی برسند و یا با گرفتن نامه‌ای از او، کارهای اداری شان با رشوت کم‌تری حل شود. وگرنه همه می‌دانیم که کاره‌ای نیستیم و هرکسی را هم که به مجلس یا وزارت و ریاست بفرستیم، در احوال ما تغییری نخواهد آمد و شاهی و مردمسالاری در این ملک هردو از یک قماش اند. 

8. هنگام شنیدن خبر ازدیاد معاش نمایندگان محترم ولسی‌جرگه و در پی آن شنیدن خبر کاهش حقوق کابینه دولت فرانسه، جمله‌ای از مولای پرهیزکاران علی مرتضی از خاطرم گذشت که در واپسین لحظات حیاتش به فرزندانش سفارش فرمود که: 

«الله الله فی‌القرآن، لایسبقکم بالعمل به غیرکم»‌ (شما را به خدا، شما را به خدا درباره قرآن، نگذارید دیگران، در عمل به آن، بر شما پیشی گیرند).  

آخرین مقایسه را خود انجام دهید: آیا عمل دولت فرانسه و ایتالیا به قرآن و «اسلام یک» نزدیکتر است یا شاهکارهای مسئولین مسلمان ملک ما و نمایندگان محترم ملت مسلمان افغانستان؟ آیا دیگران در عمل به قرآن از ما پیشی نگرفته اند؟ آيا کافی است که به غوغا و اعتراض به سوزاندن قرآن اکتفا شود و رفتار ما در ضدیت با محتوای قرآن تنظیم شود؟ البته قضاوت خود دولتمردان زاهد و نمایندگان پارسای مجلس ما صائب‌تر و اقرب به حقیقت خواهد بود و منتظر قضاوت خود این عزیزان هستیم. اگر من در قضاوتم به خطا رفته و آشفته گفته باشم، معذورم بدارند که:

رشته‌ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار            دستم اندر ساغر ساقی سیمین ساق بود

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید