فرهنگ سیاسی ما در مجموع متأثر از فرهنگ عمومی جامعه و همراه با ویژگی‌هایی مانند خشونت، عقده، بی‌اعتمادی، توهین، تحقیر، طعنه، کینه و اتهام است. این فرهنگی سیاسی، طبیعی است که ادبیات سیاسی ما، به خصوص ادبیات سیاسی‌ای را که در هنگام رقابت‌های انتخاباتی به کار گرفته می‌شود، به شدت متأثر می‌سازد. 

امروز چهارمین روز است که رقابت‌های انتخاباتی به صورت رسمی آغاز شده است. چه در سه روز گذشته و چه در فرایند تبلیغات غیررسمی نامزدهای انتخاباتی و هوادران‌شان در طول

روزهای پس از ثبت نام نامزدان ریاست جمهوری، فرهنگ متعالیِ رقابت کم‌تر به نمایش گذاشته شده است. سه نکته‌ای که در رویکرد و ادبیات رقابتی اغلب تیم‌های انتخاباتی مشاهده می‌شود، موارد ذیل است:

1. مطلق‌نگری (سیاه و سفید دیدن مطلق)

از نظر اغلب تیم‌های انتخاباتی، نامزد مورد نظرشان بی‌نقص و عیب بوده و هیچ کژی و نارسایی در کارنامه یا نقصی در دانش و تخصص‌شان به چشم نمی‌خورد. هیچ نوع نقد علیه نامزد مورد نظر خویش یا معاونینش را بر نمی‌تابند و خود را از هر نوع خطایی بری می‌پندارند. در مقابل، هرچه کاستی، نارسایی، کارنامه‌ی سیاه و احیانا پلیدی است، در تیم‌های رقیب می‌بینند. این در حالی‌است که به جرأت می‌توان گفت هیچ تیم انتخاباتی‌ای که خالی از نارسایی باشد، وجود ندارد. به صورت نسبی شاید بتوان یکی از نامزدان را بر دیگری یا دیگران ترجیح داد، اما هر تیمی نارسایی‌های و کاستی‌های خود را دارد و از خبط و خطا خالی نیست.

2. متیقن بودن از پیرزوی

علاوه بر این‌که اغلب تیم‌ها خود را کاملا عاری از عیب و نقص می‌دانند، پیروز صددرصد میدان رقابت نیز می‌پندارند. اغلب تیم‌ها و هواداران‌شان از همین‌روزها خود را پیروز میدان تصور می‌کنند و تردیدی در شکست تمامی تیم‌های رقیب ندارند. این نوع نگاه، ممکن است تحمل طعم شکست را پس از اعلان نتایج، برای‌شان دشوارتر سازد. وقتی یک نامزد یا یک تیم خود را از همین اکنون پیروز صددرصد تلقی کند، مسلم است که اگر احیانا نتایج خلاف توقع‌اش از آب درآید، به منازعه روی خواهد آورد و نتایج اعلان‌شده را به سختی خواهد پذیرفت، تا جایی‌که ممکن است تنش‌های پس از انتخابات جامعه را به بحران بکشاند. 

بعید به نظر می‌رسد که از اکنون بتوانیم پیروز میدان را به صورت قطعی مشخص کنیم. سیاست و روندهای سیاسی در مجموع پیش‌بینی ناپذیر است و یا به سختی می‌توان روندهای آتی را به درستی و دقت کامل پیش‌بینی کرد. در جوامعی که سیاست قاعده‌مند است و یک اصول کلی بر کنش‌های تمامی شهروندان و بازی‌گران سیاسی حاکم است، به صورت نسبی می‌توان روندها را پیش‌بینی نمود، اما در جوامعی مانند افغانستان، افراد یک‌شبه تغییر مسیر و موضع می‌دهند و یا ذایقه‌ی افراد ممکن است یکی را بر دیگری در مدت‌زمان کوتاهی ترجیح دهد یا یک کلمه و یک جمله از یک کاندیدی، سرنوشت آرای شهروندان را این‌سو یا آن‌سو کند. 

ممکن است گفته شود که در افغانستان هم یک قاعده‌ی کلی بر کنش‌های سیاسی و انتخاب افراد حاکم است و آن پدیده‌ی «قومیت» است. اما با توجه به نحوه‌ی آرایش تیم‌های انتخاباتی در این دور از انتخابات ریاست جمهوری، این قاعده نیز نمی‌تواند دست‌کم در دور اول انتخابات خیلی تعیین‌کننده باشد. اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود، شاید بتوان پیش‌بینی دقیق‌تری نمود (و احتمال کشیده‌شدن به دور دوم نیز احتمال ضعیفی نیست). 

تقلب‌های احتمالی و دخالت کارگزاران دولت کنونی و حتی مداخله‌ی بیگانگان، در نهایت ممکن است درصد اندکی تأثیرگذاری داشته باشند، اما تعیین‌کننده‌ی نهایی آرای مردم خواهد بود و احتمال تقلب گسترده که یک نفر را از ردیف دهم یا یازدهم به ردیف اول بیاورد و حتی نفر چهارم یا پنجم را در جایگاه اول قرار بدهد، به دلایلی ناممکن می‌نماید. به هر حال، احتمال شکست برای هر تیمی وجود دارد و اظهار نظر قطعی و زودهنگام و خود را پیروز صددرصد میدان تلقی کردن، نشان‌گر همان مطلق‌نگری و ضعف فکری و روحی هر تیم خواهد بود.

3. زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی

یکی از نارسایی‌های جدی در رقابت‌های انتخاباتی در جامعه‌ی ما، ادبیات کودکانه و کوچه و بازاری و عدم رعایت اخلاق در اظهارات و کنش‌های افراد است. طعن، توهین، اتهام، برجسته‌ساختن نقطه‌ضعف، نقد شخصیت به جای نقد گفتار یا رفتار، از جمله کژی‌های رقابت‌های انتخاباتی ماست. گاه به رویکرد و اندیشه یا کنش و منش یک فرد خیلی کاری نداریم و برای وارد نمودن ضربه‌ی کاری بر رقیب، سراغ پدر و مادر یا خانواده‌اش می‌رویم یا گناهان مرتکب‌نشده را به او نسبت می‌دهیم. 

این نسبت‌ها و گاه اتهام‌های بی‌پایه، گاهی با مفتضح‌ترین ادبیات انجام می‌شود، دقیقا با شیوه‌ی دعوای دو کودکی که به جان هم می‌افتند و با طعنه و کنایه می‌خواهند روی رقیب را کم نموده و خاک به چشمش بپاشند. گاه برای پیروزی بر رقیب (که او را خصم می‌پنداریم)، از ده جمله‌ی خوب او می‌گذریم و فقط به یک جمله خارج از فضا و متن کلی گفتار او، تمرکز می‌کنیم و معایب آن‌را چندین برابر برجسته می‌سازیم و با عینک‌های رنگارنگ، به آن می‌نگریم و با قوه‌ی تخیل خود تفسیرش می‌کنیم. گاه حتی ناجوانمردانه دست به ساختن داستان‌های جعلی در مورد فرد یا تیم رقیب خود می‌زنیم. این نوع نسبت‌های ساختگی آن‌هم در جامعه‌ای که به راحتی پذیرای شایعات است، اگر پخش شد، تا تصحیح و دفاع جانب مقابل، ممکن است ماه‌ها و سال‌ها طول بکشد و یا هیچ‌گاه امکان تبرئه‌ی فرد فراهم نشود.

به هر حال، امیدواریم که در انتخابات پیش رو و دو ماه رقابت انتخاباتی، یک گام به پیش گذاشته و سطح شعور و فرهنگ سیاسی خود را اندکی بالا ببریم و تیم‌های رقیب، با ادبیات انسانی‌تر، اخلاقی‌تر و عقلانی‌تر به رقابت بپردازند و فرهنگ خشونت، بی‌اعتمادی، اتهام، عقده، طعنه، کینه، توهین و تحقیر را در جامعه بیش از پیش ترویج، تحکیم و نهادینه نسازند. امیدواریم که درخت فرهنگ نقد و نقدپذیری در جامعه‌ی ما پربارتر شود و هواداران نامزدهای ریاست جمهوری به جای نقد سازنده، به طعنه‌زنی‌های گزنده نپردازند و در برابر نقدهای رقیبان نیز بردباری و مسامحه را از یاد نبرند.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید