اشاره: مکتوب سخنرانی در مراسم هشت ثور 1390 در دانشگاه خاتم النبیین(ص)/ کابل

احساس عزت و شکٌوه، یا حس غم و اندوه؟ از هفت ثور یا از هشت ثور؟ یا از هردو؟ و یا هم از هیچ‌کدام؟ با فرارسیدن سال‌روز پيروزي شکوهمند نهضت اسلامي افغانستان (هشت ثور)، وجود هر افغانی که این حادثه و پیامدهای آن‌را لمس کرده است، دچار دیالکتیک «اندوه» و «شکٌوه» می‌گردد. ناظر منصف، در برابر چنین روزی در اساس نمي‌داند که به خاطر این پيروزي شکوهمند ملت غيور و مسلمان کشور و غلبه‌ي «تبر» بر «غول پيکر» و پیروزی «باور دینی» بر «مکتب الحادی» ابراز خرسندي کند و به خود ببالد، و يا به خاطر سيه‌روزي ملت رنج‌کشيده مان که آثار آلام سه‌دهه خون‌ريزي تا کنون بر جبين شان نقش بسته و ستم‌ها و برادرکشي‌هايي که کمرشان را خم نموده و غم‌هاي سنگين آتش فتنه که تا همين امروز بر بازوان شان سنگينی می‌کند، نوحه سرايي نمايد، و يا به خاطر رنج‌های طاقت‌فرسای ملتي که در غم سير نمودن شکم و در تهيه‌ی قوت لايموت خود درمانده است، تعزيت بخواند و براي کابل ويران مرثيه سرایی کند!

نگاه افغاني: 50  سال بعد از رحلت پيامبر اکرم(ص)، امت اسلامي دچار دگرگوني عجيبي شده بودند که حتي نواسه آن بزرگار را سر بريدند، عوامل اين دگرگوني چه بوده است؟

شفق‌خواتي: عوامل دگرگوني در جامعه‌ي اسلامي پس از رسول اکرم‌(ص) به اين نکته بر مي‌گردد که بسياري از افراد و قبايل عرب، علي‌رغم تظاهر به اسلام و احتساب در جرگه‌ي مسلمانان، به معناي واقعي کلمه به دين مبين اسلام ايمان نياورده بودند. به عبارت ديگر، اسلام اين طيف از اعراب، اسلام مصلحتي بود که به جهت تأمين منافع يا نجات جان خود ناگزير بودند به اسلام تظاهر نمايند، اما از عمق جان، به اسلام و فراخوان نبي مکرم اسلام باور  پيدا نکرده بودند و بنابراين، مؤمن به دين مبين نبودند. خود قرآن اين حقيقت را با بيان صريح و زيبايي بيان