نگاه افغاني: 50  سال بعد از رحلت پيامبر اکرم(ص)، امت اسلامي دچار دگرگوني عجيبي شده بودند که حتي نواسه آن بزرگار را سر بريدند، عوامل اين دگرگوني چه بوده است؟

شفق‌خواتي: عوامل دگرگوني در جامعه‌ي اسلامي پس از رسول اکرم‌(ص) به اين نکته بر مي‌گردد که بسياري از افراد و قبايل عرب، علي‌رغم تظاهر به اسلام و احتساب در جرگه‌ي مسلمانان، به معناي واقعي کلمه به دين مبين اسلام ايمان نياورده بودند. به عبارت ديگر، اسلام اين طيف از اعراب، اسلام مصلحتي بود که به جهت تأمين منافع يا نجات جان خود ناگزير بودند به اسلام تظاهر نمايند، اما از عمق جان، به اسلام و فراخوان نبي مکرم اسلام باور  پيدا نکرده بودند و بنابراين، مؤمن به دين مبين نبودند. خود قرآن اين حقيقت را با بيان صريح و زيبايي بيان

مي‌کند و خطاب به پيامبر(ص) مي‌خوانيم که: «قالت الاعراب آمنّا قل لم تؤمنو و لکن قولوا اسلمنا و لمّايدخل‌الايمان في‌ قلوبکم». يعني اعراب بر پيامبر منت گذاردند که ما به تو ايمان آورديم. به ايشان بگو که ايمان شما از زبان‌تان نگذشته و وارد قلب‌تان نشده است و هنوز به حقيقت ايمان نياورده ايد، ليکن بگوييد که ما اسلام آورديم و از خوف جان تسليم شديم.

 همين واقعيت است که در فرداي درگذشت پيامبر اکرم، تعدادي کثيري از مسلمانان به ارتداد کشيده شدند و يکي از چالش‌هاي اساسي خليفه‌ي اول، مبارزه با مرتدين و قلع قمع آنان بود. پس سيناريويي که به قيام عاشورا و شهادت حسين‌بن علي(ع) و پاک‌ترين انسان‌هاي آن عصر منجر شد، يک شبه به وجود نيامد، بلکه ريشه در برداشت اجتماعي و تاريخي اعراب داشت. بسياري از اعراب نبوت را وسيله‌ي سلطه‌ي قريش يا بني‌هاشم بر ساير اعراب و ابزاري براي قدرت و سلطنت تلقي مي‌کردند و به پيوند نبوت با آسمان ايماني نداشتند. شخص يزيد يکي از بارزترين مصاديق اين گروه و از مصاديق روشن آن آيه‌ي کريمه است که يادآوري شد. يزيد به نام اسلام در جايگاه پيامبر تکيه زده بود، در حاليکه نه تنها يک جو ايمان در قلبش نبود، بلکه نسبت به شخص وجود مبارک پيامبر اکرم(ص) کينه‌ي عميق در دل داشت. وي اين کينه را از جد و پدرش به ارث برده بود. ابوسفيان وقتي در قبرستان بني‌هاشم مي‌رفت، با پا محکم بر قبرها مي‌زد و مي‌گفت دوران ما رسيده و نوبت سلطه‌ي شما به سر رسيد. چنانکه همين ابوسفيان به بني‌اميه و تبار خودش توصيه مي‌کرد که خلافت را همانند توپي به همديگر پاس دهيد و نگذاريد که به دست کساني غير از شما بيفتد. همين واقعيت بود که يزيد را وا مي‌داشت تا با صراحت کامل عقيده‌ي و گرايش باطني خود را چنين بيان کند که: «لعبت هاشم بالملک فلا       خبر جاء و لا وحي نزل»؛ يعني بني‌هاشم با ملک و سلطنت بازي کردند و براي رسيدن به قدرت و حکومت دين را تراشيدند، وگرنه، نه خبري از آسمان آمده بود و نه وحي‌اي بر کسي نازل شده است!

پس آنچه که سبب دگرگوني جامعه‌ي اسلامي در نبود پيامبراکرم شد، باور بسياري از اعراب به ارزش‌هاي قبيله‌اي و عدم ايمان به خود اسلام و نبي مکرم آن بود. به همين جهت، پس از مرگ پيامبر(ص)، بازگشت به ارزش‌هاي قبيله‌اي به تدريج آغاز مي‌شود و از دين روي‌گردان مي‌شوند و دوباره به چاه قبيله فرو مي‌غلطند و آن جامعه‌ي ايماني و اخوت ديني که با تلاش‌هاي پيامبر به وجود آمده بود، کم‌کم با بازگشت به قبيله و ارزش‌هاي قبيله‌اي، صدمات شديدي مي‌بيند که اوج آن دوران خلافت يزيد و قله‌‌ي اين رويارويي کينه‌هاي فرسوده‌ي قبيله‌اي با ارزش‌هاي و تقابل ايمان با قبيله، حادثه‌ي عاشوراست.

نگاه افغاني: تاريخي بشر مملو از انقلاب ها و قيام ها و حماسه هاي مي باشد که بعد از مدت از ياد رفته اند، علت جاودانگي قيام امام حسين را در چه مي بينيد؟

شفق‌خواتي: علت جاودانگي اين قيام به علل وجودي و فلسفه وجودي آن بر مي‌گردد. نخست بايد ديد که اين قيام از کجا سرچشمه گرفت و منشأ آن چه بود. از آنجا که خاستگاه اين حرکت خاستگاه وحداني و سرمدي است، طبيعي است که در تاريخ ابديت مي‌يابد. پس سر جاودانگي اين قيام پيوند آن با حقيقت سرمدي است و ازليت و ابديت در ذات اين حرکت نهفته است. حسين ثارالله است. خون خدا هيچ‌گاه نمي‌خشکد و قيام او نيز تجلي صفات حضرت سرمدي است که از  ازليت و ابديت برخوردار است و تاريخ نمي‌شناسد و هرگز آغاز و پاياني در آن معنا نمي‌يابد. اين قيام بر عشق به معبود ازلي و ايمان عميق به ذات سرمدي بنيان نهاده شده بود. به همين جهت، اين قيام نوايي است عاشقانه هم در ملکوت و هم در زمين و ميان خاک‌نشينان. از آنجا که عشق به وجود ازلي در تاروپود تمام ذرات هستي رخنه کرده است، نداي عاشقانه‌ي حسين و اين قمار عاشقانه هيچ‌گاه فراموش نشده و شمعي را که حسين برافروخت، تا هستي هست، سوسو خواهد نمود و نورش برافروخته‌تر خواهد شد. چنانکه عرض شد، اين قيام چون بر ايمان به وجود سرمدي پايه‌گذاري شده بود، تا آن وجود سرمدي هست و تا مؤمني در جهان وجود دارد، فراموش نمي‌شود که «انّ في‌ قتل الحسين حرارة في قلوب المؤمنين لن تبرد ابدا». خداوند وجود شهيد را جاودانه قرار داده و اراده‌اش بر جاودانگي خون سرخ شهيد قرار گرفته است و اين خون در رگ‌هاي سراسر هستي جريان دارد و مايه‌ي حيات آن است. به گفته‌ي شهيد مطهري، شهيد قلب تاريخ است، و از آنجا که حسين معناي کامل و تام شهيد و شهادت است، به قلب تپنده‌ي تاريخ تبديل شده است و اگر اين قلب در تاريخ نتپد، تمام تاريخ و هستي از حرکت باز خواهد ايستاد.

نگاه افغاني: نقش زينب (ع) را در پيام رساني عاشورا چگونه ارزيابي مي کنيد؟

شفق‌خواتي: زينب سفير کربلا و ديپلمات حکومت عشق حسيني است. در رأس حکومتي که سياستش عشق است، امام عاشقان حسين بن علي قرار داشت و نماينده‌ و مبلغ اين جريان زينب است. زينب به تمام معنا، مکمل حرکت عاشقانه‌ي حسيني و پيام‌رسان آن دولت عشق است و اگر او نبود، مسلما حادثه‌ي عظيم عاشورا به زمان و مکان و ظرفي که در آن رخ داده بود، محددو مي‌شد و يکي از اسباب جاودانگي عاشورا وجود شيرزن علوي‌تبار به نام زينب است. به گفته‌ي يکي از شعرا، «کربلا در کربلا مي‌ماند اگر زينب نبود». بنابراين، زينب سلام‌الله عليها مکمل جريان اصلاح‌طلبي است و صداي او از سال شصت و يک هجري تا امروز در تاريخ پيچيده و بشريت را به سوي حقايق ازلي فرا مي‌خواند و کژي‌ها و درنده‌خويي‌هاي ابليسيان را برملا مي‌سازد. اگر زينب نبود، خون شهيدان کربلا خشکيده بود و نينواي حسينيان در آن تراژدي المناک، در صحراي نينوا بي‌نوا مي‌شد.

از يک جهت، نقش را در قيام عاشورا بايد به دو بخش تقسيم و تفکيک نمود: نقش او در جريان قيام، و نقشش پس از شهادت مرغان ملکوتي اين حادثه‌ي عظيم. در حين قيام، نقش زينب در عين پرستاري از مجروحين، مشارکت در مديريت نهضت و همکاري با رهبر نهضت است. از نقش‌هاي زينب در حين قيام، روحيه‌بخشي به مبارزين و خانواده‌ها و کودکان آنان و رسيدگي به امور ايشان بود. نقش ديگر زينب که از اهميت خاصي برخوردار است و به شرايط پس از قيام مربوط مي‌شود، نقش پيام‌رساني است. زينب در واقع علاوه بر انتقال سوز و درد آن تراژدي المناک و عمق‌بخشي به جنبه‌ي عاطفي اين حادثه، چندين پيام ديگر را نيز به ما منتقل کرده است که عبارتند از:‌ 1. مشارکت سياسي زنان و نقش‌گيري شان در مسائل اجتماعي؛ 2. ترويج انتقاد و نقد جريان‌هاي انحرافي و مشخصا برملا ساختن پستي و اهريمن‌صفتي يزيد و بني‌اميه، 3. تعليم ارزش‌ها و فضائل اخلاقي مانند شجاعت، شهامت، جسارت، عفت، تحمل، مقاومت، پايداري، صبر و بردباري؛ 3. مديريت: زينب علاوه بر آنکه يک پرستار بود، امور اسرا و امور مربوط به پيامدهاي حادثه‌ي عظيم عاشورا را به خوبي مديريت نموده و با روحيه بخشي به اسيران اين حادثه، اسارت را قلب ماهيت نموه و به يک جنبش آزادي‌خواهي و حرکت انتقادي تبديل نمود.

خطبه‌هاي حکميانه‌ي زينب در کوفه، کوفيان را به ياد خطبه‌هاي پدرش اميرالمؤمنين انداخت و حکمت‌هاي نهفته در خطبه‌هاي او را در ذهن کوفيان تداعي نمود و آنان را به فکر واداشت. تمام اين خطبه‌هاي آتشين و در عين حال حکمت‌آميز، يکبار ديگر حقايق دين و ارزش‌هاي اسلامي را بازگو نموده، رسالت پيامبر، موقعيت و جايگاه اهل‌بيت، دنائت و پستي امويان و جفاي امت را در حق خاندان پيامبر برملا ساخته و از رخ حقايق بي‌شماري پرده برداشت. خلاصه‌ي کلام آنکه زينب پل ارتباطي قيام عاشورا و تاريخ آينده‌ي جامعه‌ي اسلامي، بلکه پل ارتباطي بين حقايق ازلي و تاريخ بشريت است.

نگاه افغاني: عناصر مهم انقلاب چه مي باشد؟ و اين عناصر در انقلاب امام حسين از چه جايگاهي برخوردار است؟

شفق‌خواتي: اصطلاح انقلاب و خود پديده‌ي انقلاب به مفهوم سياسي‌آن، يک پديده‌ي مدرن است که در تعريف آن مي‌توان گفت يک پديده‌ي سياسي پيچيده‌اي است که طي آن حکومت مستقر به دلايل مختلف، توانايي اعمال قدرت را از دست مي‌دهد و گروه‌هاي گوناگون سياسي و اجتماعي به مبارزه‌ي خشونت‌آميز بر مي‌خيزند ‏تا سياست و قدرت را در اختيار گيرند. اين مبارزه اغلب طول مي‌کشد تا آنکه سرانجام نهادهاي جديد سياسي ‏جانشين نهادهاي قديمي مي‌شوند.

‏ عناصر انقلاب به اين معنا عبارتند از: 1. نارضايتي اجتماعي، 2. پيدايش رهبر و گروه‌هاي بسيج‌گر، 3. ناتواني قواي سرکوب‌گر ‏دولت، 4. کوشش براي ايجاد ساخت جديد قدرت.

با توجه به اين توضيح مختصر، تحليل حماسه‌ي عاشورا در قالب انقلاب‌هاي سياسي مدرن ممکن نيست و جنس آن متفاوت است. اساسا انقلاب ناميدن حماسه‌ي عاشورا به مفهوم مدرن و سياسي آن، نادرست به نظر مي‌رسد. اما تعبير حماسه‌ي عاشورا به انقلاب به اين معنا که توانست تحول عظيمي در مسير تاريخ و در سطح اجتماع ايجاد کند، ايرادي نخواهد داشت. به هر حال، بايد دقت کنيم که هدف انقلاب سرنگوني رژيم مستقر و روي کار آوردن نظام جديد است. اما در حادثه‌ي عاشورا هدف تنها اين نبود. نمي‌گويم که سقوط رژيم اصلا در نظر نبود، مراد آن است که اگر هدف اصلي حادثه‌ي عاشورا را سقوط رژيم بدانيم، در اين صورت، اين انقلاب به شکست منجر شده است. وانگهي هدف اصلي نهضت عاشورا، اصلاح جامعه و زدودن کژي‌هاي امت بود و علاوه بر اين، امام حسين در منگنه‌ي ذلت و شهادت قرار گرفته بودند. در هر صورت، بنده تعبير نهضت و حماسه و قيام را مي‌پسندم و تعبير انقلاب به معناي امروزين آن در قاموس نهضت عاشورا مناسب به نظر نمي‌رسد و در تحليل پديده‌ي عاشورا، ما را به انحراف سوق خواهد داد.

البته برخي عناصري که در هر نهضت يا انقلابي حضور دارد، به بهترين شکل آن در نهضت عاشورا حضور داشت. رهبري الهي امام حسين، نقش‌آفريني ياران مخلص او و پيام رساني اسراي کربلا با مديريت زينب کبري سلام‌الله عليها، عناصر اصلي اين نهضت را تشکيل مي‌دهد.

نگاه افغاني: تحريف در تضعيف يک حماسه چه نقشي مي تواند داشته باشد و آيا فکر مي کنيد در عاشورا هم تحريفي شده است؟

شفق‌خواتي: بد تبيين کردن يک انديشه يا يک جريان و يا يک حماسه که شما فرموديد، به مراتب صدمات بيشتري از تبيين نکردن آن به بار مي‌آورد. متأسفانه حماسه‌ي عاشورا نيز از اين آفت و تحريف ايمن نبوده است. برخي از حادثه‌ي عاشورا براي خود دکاني ساخته‌ و آن‌را منبع ارتزاق خود ساخته اند.  با برداشت ناقص از حماسه‌ي عاشورا، اين حماسه را به گونه‌اي تبيين مي‌کنند که جز تخدير ذهن ديگر ثمري ندارد. در مجموع و به جهت رعايت اختصار، مي‌توان گفت که سه نوع تحريف، حماسه‌ي عاشورا را تهديد مي‌کند:

يکي از تحريفات آن است که ما بعد تراژديک قضيه را بيش از اندازه برجسته نموده و تجليل از اين قيام را تنها در حد گريه و زاري يا به سر و صورت زدن خلاصه نماييم. اين بزرگ‌ترين جفا به خون‌هاي سرخ شهداي کربلا و اهداف مقدس آن قدسيان است. اين روش تحريفي است که به تخديري بودن عاشورا و کم‌رنگ ساختن جنبه‌هاي عقلاني اين حماسه منجر خواهد شد.

نوع ديگر تحريف که با نکته‌ي اول بي‌ارتباط نيست، آن است که حادثه‌ي عاشورا را براي شفابخشي و شفاعت‌خواهي خلاصه کنيم و تجليل از اين حماسه را در حد تبرک و توسل بدون توجه به جوانب آموزشي اين حماسه تقليل دهيم. داستان عاشورا و قيام حسين دانشگاهي است که به منظور انسان‌سازي و تاريخ‌سازي رقم زده شده است. اما متأسفانه ما چنانکه اغلب قرآن را براي تبرک و بوسيدن يا شفابخشي مي‌خواهيم و کم‌تر به محتواي آن توجه مي‌کنيم، با حماسه‌ي عاشورا نيز با همين رويکرد مواجه مي‌شويم و به پيام‌ها و درس‌هاي آن کم‌تر عنايت مي‌کنيم.

تحريف ديگر آن است که شيوه‌هاي غيرمعقول و غيرمنطقي عزاداري در پيش گرفته مي‌شود. بعد تراژديک و عاطفي قضيه‌ي عاشورا مسلم است که يکي از ابعاد اين حماسه است. اما افراط در اين بخش و نيز راه‌دادن شيوه‌هاي غير معقول در فرايند عزاداري، اين حماسه و تجليل از آن را به يک حرکت تخديري تبديل خواهد نمود. در خصوص کشور خودما، در سال‌هاي اخير متأسفانه شيوه‌هاي نادرستي از عزاداراي مانند قمه‌زدن و ‏استفاده از زنجيرهاي تيغ‌دار، برهنه‌ کردن بدن از سوي عزاداران و ديگر شيوه‌هاي مزخرف از خارج از کشور و عمدتا از ‏پاکستان وارد شده است که تهديد جدي براي تجليل منطقي از عاشورا به شمار مي‌رود و اميدواريم ‏که با تلاش علما و نخبگان فکري کشور و همکاري هيأت‌هاي عزاداري و مسئولين تکايا اين روش‌هاي ‏غيرمنطقي در جامعه رسوخ نکند و از نهادينه‌شدن آن بتوانيم جلوگيري کنيم. بهترين الگوي ما در زمينه‌ي ‏تجليل از عاشورا ائمه‌ي اهل‌بيت هستند. در تاريخ سراغ نداريم که امام صادق يا ساير ائمه با بدن برهنه در ‏انظار مردم ظاهر شده باشد يا قمه به فرق خود یا کودکان خردسال خود کوبيده باشند. اگر ادعاي پيروي از مکتب آنان را ‏داريم، بايد شيوه‌هاي آنان نيز الگوي عمل ما باشد و کاسه‌ي داغ‌تر از آش نشويم.‏

نگاه افغاني: چرا امام حسين حج را نيمه تمام گذاشت و به کربلا عازم شد؟

شفق‌خواتي: در خصوص حج نيمه تمام امام‌حسين بايد چند نکته را يادآوري نمود: 1. اين حج، حجة‌الاسلام امام حسين نبود تا با مشکل فقهي و شبهه‌ي ترک واجب روبرو شويم. امام قبل از اين سفر، حج واجب خود را انجام داده بودند و چندبار ديگر نيز به مکه مکرمه مشرف شده بودند.

2. امام به خاطر ناامني مكه و آگاهي از اين موضوع كه نيروهاي يزيد درصدد قتل او در مكه برآمده بودند، تصميم گرفت حج را به عمره‌ي مفرده تبديل كند. از اين رو احرام بست و طواف و سعي و تقصير انجام داد و از احرام بيرون آمد.  بر اساس روايات و متون تاريخي، امام(ع) روز تَروِيه در حالي كه در عمره بود، به سوي عراق بيرون شد. در وسائل الشيعه آمده است: «ان الحسين بن علي(ع) خرج يوم الترويه الي العراق و كان معتقرا؛ (وسائل‏ الشيعه، ج 10، ص 246).

3. امام با ناتمام گذاشتن حج، خواست تا هم قداست حرم امن الهي حفظ شود و هم از ريختن خونش در ايام حج و در بيت الله الحرام پيش‌گيري کرده باشد.

4. امام با بيرون شدن از مكه در روزي كه همه از هر سو به مكه آمده بوده و عازم عرفات بودند، خواست تا وجدان‏ها را بيدار نموده و در اذهان مردم سؤال برانگيزد. بنابراين، خبر خروج اعتراض‏آميز وي بر ضد حكومت، توسط حاجياني كه از اکناف عالم اسلامي آمده‏ بودند و اين نکته كه حضرت در حرم امن الهي امنيت و مصونيت ندارد، همه جا پخش مي‏شد و اين، نوعي مبارزه‌ي تبليغاتي بر ضد يزيد و دستگاه اموي بود.

نگاه افغاني: برداشت شما از اين سخن اما م صادق (ع) چيست که فرمود «همه زمين کربلا است، همه ماه ها محرم و همه روزها عاشورا»؟

شفق‌خواتي: اين سخن بسيار شفاف، روشن و صريح است؛ يعني حماسه‌ي عاشورا يک الگو و چراغ‌راهنماست. در هر جا و هر عصري که شرايط حماسه‌ي عاشورا تکرار شود، حسينيان بايد به حرکت حسيني روآورند. عاشورا در کربلا و سال شصت و يک هجري منحصر نيست، بلکه حقيقتي است فرازماني و فرامکاني. بسته به شرايط، هرجا آن شرايطي که منجر به نهضت حسيني و حماسه‌ي عظيم عاشورا شد، اگر تکرار شود، وظيفه نيز تکرار مي‌شود و اگر حسيني نيست، حسينياني هستند که بايد اين حماسه را تکرار کنند.

نگاه افغاني: عوامل سياسي قيام امام حسين (ع) چه بوده است؟

شفق‌خواتي: در يک کلام مي‌توان گفت که عامل اصلي سياسي حماسه‌ي عاشورا انحراف حکومت و خلافت از مسير اصلي خود بود. اين حقيقت براي تمام روشن‌بينان آشکار است و در بيانات و خطبه‌هاي امام حسين نيز به اين حقيقت بارها اشاره شده است. بر مسند خلافت و در جايگاه پيامبر کسي تکيه زده بود که به صورت علني هر فسقي که ممکن بود انجام مي‌داد، از شراب‌نوشي تا  سک‌بازي و تعطيل تمام آموزه‌هاي ديني. فساد يزيد به فساد کل دستگاه خلافت به شديدترين وجه آن و بلکه جريان فساد در اجتماع و امت اسلامي منجر شده بود و آزادي‌هاي مشروع امت نيز از آنان سلب شده بود. به قول علامه اقبال لاهوري:

چون خلافت رشته از قران گسيخت ‏        حريت را  زهر اندر کام ريخت ‏

يزيد به قلب خلافت و پوشاندن جامه‌ي فساد بر تن خلافت نيز اکتفا نکرد و مستقيما به سراغ امام حسين آمد و از او خواست تا با اين حکومت فاسد دست بيعت دهد و مشروعيتش را بپذيرد. اصرار يزيد در حدي بود که براي امام چاره‌اي جز قيام مسلحانه باقي نمانده بود. اين است که مي‌گوييم امام در منگنه‌ي ذلت و شهادت قرار گرفته بود.

البته بايد تأکيد نمود که نفس روحيه‌ي اصلاح‌طلبي امام حسين و انجام وظيفه و نيز عوامل ديگري چون نامه‌هاي کوفيان را نبايد ناديده گرفت. اين بدان معنا نيست که ساير ائمه روحيه‌ي اصلاح‌طلبي نداشتند. امام حسن نيز در زمان معاويه فرمود: «لو وجدت انصارا لقاتلته ليلا و نهارا»؛ يا در جاي ديگري به تعداد بز اشاره نموده که تعدادشان به تعداد انگشتان دست هم نمي‌رسيد و حضرت با اشاره به آن بزها فرمود: اگر به تعداد اين بزها ياران وفادار مي‌داشتم، عليه معاويه به جهاد بر مي‌خواستم. در زمان امام حسين نامه کوفيان سبب شد تا اين عذر از حضرت برداشته شود. علاوه بر اين، فساد يزيد با فساد معاويه هم قابل مقايسه نيست. معاويه دست‌کم تظاهر به دين داري مي‌نمود، اما يزيد به صورت آشکارا دين را زير سؤال برد و به صورت علني گفت: «لعبت هاشم بالملک فلا    خبر جاء و لاوحي نزل». اگرچه اعتقاد تمام بني‌اميه همين اعتقاد يزيد بود و نبوت را يک پديده‌ي قبيله‌اي فهميده بودند، اما اين ديگر آخر خط بود که توسط يزيد پيموده شد و به صورت علني اعلام گرديد.

نگاه افغاني: به نظر شما آغاز و پايان قيام امام حسين در کجاست؟

شفق‌خواتي: آغاز اين قيام ازل است و پايانش ابد. قيام حسين نمونه‌ي بارز تقابل نيروي ايزدي و قوه‌ي خير در برابر نيروي اهريمني و قوه‌ي شر در پهناي هستي است. اين مبارزه آغازش زمان فرود آمدن آدم در کره‌ي خاکي و پايانش نيز اتصال آن به قيام جهاني حضرت مهدي و سرانجام اتصال به قيام قيامت است. تقابل نيروي هابيلي و قابيلي و تبارز اصحاب ايزدي در برابر گروه اهريمني همواره در تاريخ بشريت وجود داشته و قيام حسين نيز نمونه‌‌ي برجسته، نقطه‌ي عطف و تراژدي اصلي اين تقابل است. حسين همان ابراهيم است در برابر نمرود عصرش، او همان موسي است در برابر فرعون زمانش و او هابيلي است که به دستان قابيل در خون خود مي‌غلطد و اين داستان تاريخ بشريت است که آغاز و انجامش با سرنوشت بشر گره خورده است. تا انسان در اين کره‌ي خاکي پانهاد، اين داستان آغاز شد و اين موجود دوپا هست، داستان ادامه خواهد داشت.

نگاه افغاني: اگر هر انقلاب دو چهره (خون و پيام) داشته باشد، پيام انقلاب امام حسين براي مردم ما و در اين عصر و «ارض» چه مي باشد؟

شفق‌خواتي: از آنجا که ماهيت و جنس قيام عاشورا ماهيت اعتراضي، اصلاحي و سازندگي است، متناسب با هر عصر و شرايط، مي‌توان از آن درس آموخت و پيام‌گيري نمود. عاشورا يک دانشگاه است و منحصر ساختن آن به جنبه‌هاي مبارزاتي مسلحانه اشتباه است. در شرايطي که براي اصلاح و زدودن منکرات و راست نمودن کژي‌ها جز مبارزه‌ي مسلحانه راه ديگري نباشد، خشونت نيز مجاز مي‌شود. اگر ما هم مثل حضرت در منگنه‌ي ذلت و شهادت قرار بگيريم، مسلم است که بايد مسير دوم انتخاب شود و ذلت‌پذيري مشروع نيست. اما اگر ذلت را بتوان با کم‌تر از خشونت و با ابزار ساده‌تر بر طرف نمود، نوبت به خشونت و روش‌هاي مسلحانه نمي‌رسد.

وانگهي، لزومي ندارد که ما در شرايط جنگ و جهاد به سراغ حماسه‌ي عاشورا برويم. عاشورا قبل از هر چيز، پيام‌هاي فرهنگي بلندي دارد که بايد مورد عنايت قرار گيرد و اين چهره‌ي عاشورا بايد امروز برجسته شود. امروز براي اصلاحات در جامعه‌ي خود مان، مي‌توانيم براي مبارزه با فساد، فرهنگ خانمان‌سوز ابتذال و رسانه‌ها و نهادهاي ابتذال‌آفرين، حذف انسان‌هايي که بر گرده‌ي مردم سوار شده و از قدرت سياسي براي تأمين منافع شخصي سوء‌استفاده مي‌نمايند و ادا کردن حق اين زالوصفتان، به نهضت عاشورا تمسک کنيم. عاشورا يک درس اخلاق جاوداني است که به صورت عملي مسير صحيح را براي ما نمايانده است. خلاصه مي‌توانيم براي ساختن يک جامعه‌ي اخلاقي، عاري از فساد مالي و اخلاقي و اصلاح فرهنگ قبيله و عادات و رسوم دست و پاگير خود استفاده نماييم.

نگاه افغاني: از آنجا که شما يکي از اعضاي مرکز مطالعات و تحقيقات راهبردي افغانستان و مديرمسئول فصلنامه‌ گفتمان نو (متعلق به اين مرکز) هستيد، مي‌خواهيم بدانيم که از طرف اين مرکز براي تجليل و گرامي‌داشت عاشورا چه برنامه روي دست داريد؟

شفق‌خواتي: طبيعي است که مرکز مطالعات و تحقيقات راهبردي افغانستان در گرامي‌داشت حادثه‌ي عاشورا خود را موظف مي‌داند. از آنجا که مخاطب ما بيشتر قشر فرهنگي، دانشجويان و اصحاب دانش هستند، ما از روز ششم تا يازدهم محرم برنامه‌ي سخنراني توسط برخي اساتيد دانشگاه‌ها براي دانشجويان خواهيم داشت که به بررسي برخي زواياي اين حاثه خواهد پرداخت. به صورت مشخص‌تر اگر عرض کنم، چهار جلسه‌ي سخنراني به ترتيب ذيل ارايه خواهد شد:

1. فلسفه‌ي قيام عاشورا؛ روز ششم محرم؛ سخنران: مغربي؛

2. عاشورا از ديدگاه اهل‌سنت؛ روز هفتم محرم؛ سخنران: شفق‌خواتي؛

3. آسيب‌شناسي تجليل‌ از عاشورا؛ روز هشتم محرم؛ سخنران: عليرضا اخلاقي؛

4. پيامدهاي حادثه‌ي عاشورا؛ روز نهم محرم؛ سخنران: دکتر بينش.

اما چنانکه عرض نمودم، مخاطب ما تنها قشر فرهنگي و دانشجويان خواهد بود و دانشجويان عزيز از تمامي دانشگاه‌هاي کابل (اعم از خواهران و برادران) مي‌توانند در اين جلسات حضور يابند. جلسات ما نيز از ساعت 2 بعد از ظهر آغاز مي‌شود.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید